تو موسایی اگر حتی نیندازی عصا را هم
حاج علی کرمیپسندیدن37
بازدید20.1K
تو موسایی اگر حتی نیندازی عصا را هم به زندان رفتی و گردن گرفتی جرم ما را هم تو در بندی ولیکن، اختیارِ دهر را داری به دست بستهات داده خدا، ارض و سماء را هم دعاهایی که بالا رفته از دست شما رفته و این یعنی که میگیری شما دست دعا را هم زنِ بدکاره را سبّوح و قدّوس تو، آدم کرد مسلمان میکنی با دست بسته، بیحیا را هم تو که دست جوان مست را در کوچه میگیری توقّع میرود آقا بگیری دست ما را هم تو را با تازیانه میزند، با آن که میداند شفاعت میکنی فردای محشر، انبیاء را هم تو را زنده به گورت کردند اینجا که زندان نیست نه اینگونه نمیسازند حتی قبرها را هم چنان با زخم پاهای تو این زنجیر ممزوج است که با سختی جدا کردند از جسمت، عبا را هم عبا گفتیم و یاد جدّ عریان تو افتادیم غم عریانیاش سوزانده حتی بوریا را هم دهاتیها تن ارباب ما را جمع میکردند **** طبق فرمان امیر شهر شام جمله آزادید بهر انتقام این سخن تا بر یهود اعلام شد شامِ ویران، شامتر از شام شد آنقدَر آل پیامبر را زدند دختران نازپرور را زدند **** دلی دور از وطن دارم ولی چندین کفن دارم شبیه جدّ عریانم تن من نامرتّب نیست اگر چون لاله پژمردم از این و آن لگد خوردم ولی این چهارده سالم چنان یک روزِ زینب نیست کسی معصومهی من را به بزم مِی نخوانده