تو شمع جمع عشاقی
میثم مطیعیپسندیدن9
بازدید3.2K
تو شمع جمع عشاقی الا یا ایها الساقی عالم فانی، عشقت باقی الا یا ایها الساقی (چشمت، شده قاتل لشکر دشمن خشمت، زده صائقه بر سر دشمن) 2 برخیز، شب را بشکن عباس است او یا حیدر حیدر حیدر یا حیدر رزمش قهرش مهرش سر تا پا حیدر کراری دیگر آمد، فریادش یا حیدر ماشاءالله یابن حیدر... (این سو آن سو میافتد سر این سو آن سو میافتد پا) 2 این سو آن سو میافتد دست تا میرقصاند تیغش را صحرا، ز قیامش محشر گشته بنگر که عدو بختش برگشته لشکر شده سرگشته چون حیدر اسدالله است شمشیرش سیف الله است بر سربندش حکم جاء نصرالله چشم بد دور از چشمت جانم ماشاءالله ماشاالله یابن حیدر...