تو راه روضت که میام من میباره اشکام زیر برفا
حنیف طاهریپسندیدن45
بازدید7.9K
(تو راه روضت که میام من میباره اشکام زیر برفا تو فاطمیهها هنوز هم نمیشه گفت از خیلی حرفا) ۲ (نمیشه گفت نباید هم گفت که چطور زدنت نمیشه گفت از همه زخمایی که داشت بدنت باید شب غسل تو خون گریه کنه کَفَنِت) ۲ (هی مادر پهلو شکسته از غم روزگار خسته کی سَرِ خاک تو نشسته) ۲