تو خاموشی یه حرفیو باید بگم در گوشی
ابوذر بیوکافیپسندیدن8
بازدید600+
تو خاموشی یه حرفیو باید بگم در گوشی تو فرداین موقعها کفنپوشی تو خاموشی قبل از اون جسارت اینقدر خم نبودم با تو میگیری حرفو با تو قبل سیلی نامحرم نبودم ضعف کردی سنگینه برات یه لقمه نون عصا نمیاد بهت جوون آب شده تنت شبیه شمع مونده ازت چند تا استخون میفهمم کبودی زیر چادرو چهل نفره زدن تو رو بهخاطر من نه فاطمه بهخاطر بچههات نرو اگر میتوانی بمان عزیزم تو خیلی جوانی تو گریونی دلت میخواد پاشی نمیتونی میری میمونی دلمو سوزوندی پریشونی فاطمه میتونم درخواست کنم تمنا کنم سایت هم که باشه واسم مستدامه موندنت عزیزم ذکر رو لبامه خسته شد از دنیا رفت برم یه جای دیگه یه آقایی هم ته گودال خستهاش کردن ارباب ما رو خسته کردن نیزه رو جای نیزه دیگه خودت میدونی و نالت شمشیرو جای شمشیر تو شیب گودال زمینگیر شد حسین پیر شد حسین