تو حامی مخدراتی
مهدی رعناییپسندیدن4
بازدید300+
تو حامی مخدراتی حتی به روی نیزه و حتی توی تشت طلا میخوندی قرآن که نگاها نره سمت دخترا تو زینبو تنها نذاشتی حتی توی نامَحرما حتی توی بزم شراب چشاتو بستی تا که دیدی زینبو بین طناب نیست تو بازار جای عقیله که سایش رو همسایه ندیده بود توی کاخ یزید بیحیا دخترها رنگشون پریده بود (شَرعاً، عُرفاً سَرو از پشت نمیبُرَن) ۲ پیش تشنه اینجوری آب نمیخورن هیچی ازت نمونده، هیچی ازت نذاشتن داغ تو رو به دل رقیه دخترت گذاشتن پنجه زدن تو موهات، زخما رو میشمردن با ضربهی دوازدهم سرو به نیزه بردن وااااای زینب... **** بودن دیدن ولی از خدا نترسیدن پیش زهرا به غمِ حسین خندیدن پیرهنی که مادر برا تن تو بافته حالا تو دست قافله سرتاسرش شکافته چادرمو میذارم رو بدنت عزیزم من سر پیراهن تو خیلی بهم میریزم (بُردن، خوردن اشکِ ما رو درآوردن روز روشن عمه رو خیلی آزردن) ۲ نمیره یاد زینب که سینتو شکوندن خیمهی زنهای حرم رو بعد تو سوزوندن میسوزه استخونم، اسیر داغ و دردم از روی نیزهها ببین زینب کوچهگردم وااااای زینب...