نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو بودی همیشه کنارم اباالفضل تو رفتی برادر ندارم اباالفضل نه حتی تو فکرم نبود اینکه باید تو رو اینجا تنها بذارم اباالفضل سرت رو بلند کن ببینم چشاتو ترک خورده لب هات ببینم لباتو می میره رقیه می میره سکینه یه وقت بر نگردم اگه دیگه با تو ببین مادرم رو کنارت نشسته نشسته کنارت یه پهلو شکسته ببین که عدو چی برات دست و پا کرد عمودی سرت زد که ابروتو وا کرد همینقد بگم که توی این همه غم غم تو برادر قدم رو دوتا کرد پاشو ساقیه من چرا پس نشستی بریم خیمه داداش همینجور که هستی تو از پا بشینی همه اهل خیمه باید معجرارو بگیرن دو دستی پاشو ای علمدار که دارن میخندن پاشو دست زینب رو میخوان ببندن ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد