تو اون شلوغیا بابا
حسین طاهریپسندیدن27
بازدید4.9K
تو اون شلوغیا، تو خیمهها ترسیدم تو اون سر و صدا، از خستگی خوابیدم خواب میدیدم، مدینه توی خونمون کنار عمه زینبم، اما نسوخته معجرم خواب میدیدم، هنوز بابام کنارمه دستام تو دستای عمو، اما نسوخته پیکرم بابام بهم گفت رقیه، الهی عروسشی دختر من گفتم بابا الهی بمونه، همیشه سایهت رو سر من بابا، بابا 2 ******** تو اون بیابونا، تو راه شام ترسیدم رو ناقه بودمو، از خستگی خوابیدم دیدم تنها، عمه نبود کنار من قافله رفته بود ولی، من موندمو ستارهها خواب میدیدم، رو پای مادر توام دیدم شبیه مادرت، شدم با این کبودیا اما رسید زجرِ نامرد، با سیلی از خواب پریدم سر بسته میگم از اون شب، جاییرو بابا ندیدم بابا، بابا 2 ********