توی لحظههای جدایی سر این سفره گداتم
جواد مقدمپسندیدن8
بازدید4.7K
توی لحظههای جدایی سر این سفره گداتم داره جمع میشه با دستت دوباره سفرهی ماتم یاد اون شبای روضه میباره بارونِ چشمام الهی آقا به حق تو قبول شِه نوکریهام دعا کن همیشه آقا توی روضه دَم بگیرم همیشه حسینی باشم و حسینی هم بمیرم مددی حضرت سلطان... دلمو دوباره میدم پَر یه کبوترم همیشه هیچجا واسم آسمون مشهدُالرضا نمیشه میزنم آقا بهت رو، بخرم ضامن آهو آقا صحن حرمت رو میزنم با مژه جارو اومدم توی حریمت میبینم رو درب و دیوار ننوشته جایی آقا که نیاد عَبد گُنَهکار مددی حضرت سلطان... پناه دلای شکسته تویی ای امیر و سلطان هر کی جا مونده رسیده توی کربلای ایران میشکنه بغض گداتون، دوباره میزنه بارون رو به رو پنجره فولاد میخونم اینو آقاجون با همین چشای خیسم، با همین دلِ گرفتم یا امام رضا ببین که آقا کربلا نرفتم دعا کن همیشه آقا توی روضه دَم بگیرم همیشه حسینی باشم و حسینی هم بمیرم مددی حضرت سلطان...