توحید دارد روح پیغمبر شناسی
حاج محمدرضا بذریپسندیدن22
بازدید5K
توحید دارد روح پیغمبر شناسی توحید دارد در خودش حیدر شناسی آنان که ساقی جز علی دارند کورند چیزی نمیفهمند از کوثر شناسی باید غبار چادر زهرا بمانی تا انتهای راه اگر محشر شناسی زهرا شب قدر پیمبر بوده در عرش نشناخت او را هیچ قوم سر شناسی وقت نزول فاطمه، قرآن دلش ریخت (زهرا همین که گفت: باباجان، دلش ریخت)۲ (در عشق بازی میکند بابا و دختر کی بهتر از زهرا و کی غیر از پیمبر؟)۲ دارد چه لبخندی به روی لب خدیجه چون که برای مصطفی آورده مادر دور مدار خویش هر سه در طوافند زهرا شبیه احمد و احمد چو حیدر دنیا و مافيهای آن مخلوق زهراست حالا بیا از خلقتش سر در بیاور حق را تجلّی داده هر جا بسته قامت یک جا امامت کرده و یک جا نبوّت زهرا یدالله امیر المؤمنین است با عرشیان هر صبح تا شب همنشین است روزی من از برکت دستان زهراست چون سیب سرخی که میان هفت سین است با دست او میچرخد ایّامی که داریم دستاس او روزی ده اهل یقین است زهرا غلامش میشود مِنّا چو سلمان زهرا کنیزش هم علمدار آفرین است او کیست که تا عرش رفته قد طوباش؟ أسما و فضّه محترم امّا گداهاش هر گوشهی معراج اصلاً جای زهراست پایین برگ نوکری امضای زهراست تشبیه شد نورش به شب مثل قیامت یعنی شفاعت وادی فردای زهراست یک چشمه زمزم میشود یک چشمه کوثر هر جا قناتی بود ردّپای زهراست گفتند وقتی لافَتي اِلّا علي را دیدیم قبل از ذوالفقار اِلّای زهراست اوصاف او بی وصف حیدر اشتباه است این خانه را در میزنم چون شاه راه است ما را به بالا میکشد خواب و خیالش زانو زده جبریل پیش هر دو بالَش او امتحان پس داده قبل خلقت خود اصلاً مشخص نیست بوده چند سالش حیدر هم این دنیا هم آن دنیای زهراست هر کس علی را دوست دارد خوش به حالش بار قنوتش را به گردن میگذاریم ما را اگر قابل بداند چون بلالش من بی علی باشم خریداری ندارم جز فاطمه با هیچ کس کاری ندارم من رو سیاه و در به در مثل همیشه هم مادری کن هم بخر مثل همیشه دنبال کارم میروم رفتم که رفتم رفتم ولی از تو خبر، مثل همیشه حالا که در کارم گره دارم بینداز بر این گدا هم یک نظر مثل همیشه آخر چطور آتش نگیرم؟گُر نگیرم؟ تا مینشینم پشت در مثل همیشه حوریه و آتش زبانم لال مادر