نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

تنِ ریخته به هم، برگرد میشکنه کمرم، برگرد تیکه تیکه حرم، برگرد نگرونِ حسین... بین هلهله ها مردن ندیدی که زمین خوردن دستاتو برات آوردن پهلوانِ حسین... از خجالتِ اصغرِ تشنه بدنت شده آب مشکِ تو مثلِ شیشهی اون که شکسته رباب پاشو تا نبرن عزیزاتو توی بزمِ شراب چی شد اون چشمِ دریا پس چی شد اون هیبتِ سقا پس چی شد اون قد و بالا، پس ریز بشی عجبه روضه این تنِ افتادهست دفنِ پیکرِ تو سادهست حالا قبرِ تو آمادهست ولی چند وجبه... آن قدِ مردانهای که حسرتِ هر مرد بود میخورد حالا به قدِ نوجوانها بیشتر
هنوز نظری ثبت نشده