تنها که شدی
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن100+
بازدید11.9K
من توی قفسم، اگه نفسم خرج کسی دیگه غیر از تو بشه دَم بیتو میشه غم، هر چی که باشم عمر و نمیخوام به فردا بکشه با چاییِ هیئت، بوسه به تربت طعم خوشبختی رو نوکر میچشه تنها کسی که تنها که شدی میذاره دوستیشو وسط حسینه اونکه اسیر دنیا که شدی میاد سراغ تو فقط حسینه مجنون که شدی، لیلا که شدی میفهمی عشقت خط به خط حسینه عشق یعنی دیداره اون که براش عمری چشای تو بیتابه عشق اون لحظهایه که سر نوکر روی دامن اربابه عشق یعنی خدا هم چشم انتظار دیدن ما تُو این قابه * حسین بود و نبوده، رمز صعوده حبیب و زهیر و عون و وهبه از شکل حرمش، نوع کرمش روی لب عالَم یا لَلعَجَبه بیکربوبلا هم، یقیناً آدم از خود خودش یه دنیا عقبه از حیِّ عَلیٰ تا پایینِپا وقتی فقط خیرُالعمل حسینه پس دنیا فقط مثل شهدا آرزوی ما یک بغل حسینه هم مبدأ ما، هم مقصد ما مِنَ الحسین و اِلَی الحسینه عشق یعنی چشاتو رُو هم بذاری و ببینی تُو مشایه با جمع رفیقا تُو طریق اربعینی، ولی نیست جایه هیچ آدمی خالی با حسین و اصحابش شدی همسایه حسین، وای ...