تنها دلخوشیِ دنیای من اومد
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن26
بازدید1.5K
تنها دلخوشیِ دنیای من اومد دخترهای شامی، بابای من اومد دل توی دلم نیست، مهمونم رسیده یک ماهه رقیّه روز خوش ندیده ای بابا حسینم ... من اسیر تواَم، نه اسیر عدو من تو را جستجو کو به کو میکنم ای مظلوم حسینم ... روشن شد به نور چشمای رقیّه سوخته مثل موهات، موهای رقیّه بابایی نگام کن، سر تا پام کبوده زخمام کار دست مردای یهوده