تنهای تنها، تو کوچههای کوفه هر شب گریه کردم
حسین عینی فردپسندیدن28
بازدید1.2K
تنهای تنها، تو کوچههای کوفه هر شب گریه کردم ۲ تنهای تنها، رو خاک افتادم مرتب گریه کردم۲ از کوچهها شون، تا رد شدم خیلی به زینب گریه کردم دیدم تو بازار، که سی هزار و چند خنجر میسازن آهنگراشون نیزه برای پهلوی اکبر میسازن نذار بگم که سهشعبه واسه علی اصغر میسازن (شکر خدا خواهر ندارم که ببینه۲ این دور و بَر دختر ندارم که ببینه) ۲ من سینمو کردم سپر تا که نبینم قاتل با یه خنجر روی سینت میشینه کوفه میا کوفه میا کوفه میا حسین جان... **** آقا نیا که، اینجا سرِ پیراهن تو جنگ میشه آقا نیا که جون دادنت اینجا یه جای تنگ میسه آقا نیا که سهم سرت بالای نیزه سنگ میشه آقا نیا که روی شیش ماهتم قیمت میذارن آقا نیا که با چکمههاشون پا توی خیمت میذارن آقا نیا که داغت رو آخر به دل بچت میذارن شکر خدا خواهر ندارم که ببینه این دور و بَر دختر ندارم که ببینه آقا نیا که دشمن تو فکر غصبه اینجا صدای بستن نعلای اسبه ای وای از اون روزی که اسبا رو بیارن خونِ تو زیر نعل این اسبا میچسبه کوفه میا کوفه میا کوفه میا حسین جان...