تلخم شبیه زهر ماهم را عسل کن
حاج منصور ارضیپسندیدن2
بازدید1.2K
تَلخم شبیه زهر، ماهم را عسل کن شَرالعملهای مرا خیرالعمل کن نالان و خسته آمدم در نیمهی شب مثل همیشه سائل خود را بغل کن از بس که با روی خوشت دستم گرفتی هر بار پُرّو تر شدم با من جَدَل کن جای طلا مشتی بدل آوردم اما وقتی نگاهم میکنی آنرا بدل کن مهلت ندارم وقت مهمانی تمام است فکری به حال من در این ضرب العجل کن میل نجف دارم همیشه وقت افطار این قند را در چای من بگذار و حل کن در خانهای تاریک ذکرم یا حسین است آن شب به قولی که به من دادی عمل کن زینب به سر زد گفت ای جان برادر فکری به حال ضربه های بی محل کن از چه سرت را میبرد از پشت دشمن جان داد خواهر یک نظر بر روی تل کن *****