آه تشنه کشتنت
حاج اسلام میرزاییپسندیدن10
بازدید12.5K
آه تشنه کشتنت با تیر و شمشیر و دشنه کشتنت زخمی کشتنت دیدم تو اوج بی رحمی کشتنت آه دَرهم کشتنت واسه چند دینار و دِرهم کشتنت پَرپَر کشتنت مظلوم و بی یار و یاور کشتنت وسط جنجال ته اون گودال روبرو نگاه من شد تنت پامال بیکس و تنها وسط صحرا سر پیرهنت شد حسین دعوا آه اباعبدالله..... آه مضطر کشتنت دیدم پیش چشم مادر کشتنت راحت کشتنت یک عده هم واسه غارت کشتنت آه محزون کشتنت نامردا بین خاک و خون کشتنت زنده کشتنت با قتل صبر و با خنده کشتنت قتلگاه خون شد نیزه بارون شد خیمهی مخدرات همه ویرون شد همهجا میسوخت چادرها میسوخت معجر و موی سر دخترها میسوخت آه اباعبدالله.....