تشنه،تشنه، وای، عزیزم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن3
بازدید1.7K
تشنه،تشنه، وای، عزیزم دریا، دریا، اشكِ غم می ریزم خشكِ لبهای تو، وقتِ رزمت بابا سخته تشنه بودن، پیشِ رویِ دریا وای، دلا رومی سوزونه نگاهی كه گریونه به خیمه ها می مونه وای،(علی علی علی اكبر) چشمات، داره، شوقِ پركشیدن ای وای، خسته، از تو دل بریدن هرجا، كه می بینم، افتاده جسم تو دشمن، كینه داره، بابا از اسمِ تو وای، شبیه پیغمبرم آئینه یِ مادرم گذشته آب ازسرم (وای علی علی علی اكبر) قلبِ، اهلِ، خیمه بیقراره زخمات، غصه م، هردو بیشماره افتادم من از پا، پیشِ چشمت آخر پهلوت زنده كرده، بازم یادِ مادر وای چه سخته داغِ جوون غمِ دو چشمامو بخون بگو دوباره اذون (وای علی علی علی اكبر) ای پسر من پدر پیر توام پدر پیر و زمین گیر توام