از عطش تب داشت اما تاب نالیدن نداشت
حاج حسین سازورپسندیدن0
بازدید49
(از عطش تب داشت اما تاب نالیدن نداشت)۲ بی رمق بود اَبر چشمش نای باریدن نداشت بچه که بی شیر شد، از حال کم کم میرود شیرخوارِ تشنه حتی نای خوابیدن نداشت از شتاب تیر فورا سمت بابا چرخ خورد ساقهی نیلوفری که نای چرخیدن نداشت آه از آن بابا که طفلش روی دست از دست رفت گریهاش الحق و الانصاف خندیدن نداشت استخوان گردن شش ماهه نرم است و لطیف با سه شعبه دیگر این حلقوم پاشیدن نداشت یک زنِ نوزاد مُرده تا ابد افسرده است پیشِ مادر ذبح طفلش جشن و رقصیدن نداشت پیشِ چشمِ کاروان، از حرمله تقدیر شد شیرخواره ذبح کردن سکه بخشیدن نداشت **** با قوم شیطان ما سرِ سازش نداریم این قوم ظالم را به زیر پا گذاریم ما قدرت ایمان به زیر پوست داریم اهل جهادیم و شهادت دوست داریم ماییم که خونخواهِ امامِ خویش هستیم ماییم که پیمان با امامِ خویش بستیم مردم به میدان و خیابان ایستادند در استقامت امتحانی خوب دادند ملت جلودار است و خطها را شکسته چشمان تیزِ خویش را هرگز نبسته (علی الاصول دولت مردان سیاسی حق ندارید)۲ بر خونِ آقای شهید قیمت گذارید با سستی و غفلت مبادا پا بگیرید چون دفعهی قبل از کِری امضا بگیرید پیروز میگردی اگر جای تفاهم میز مذاکره شود میزِ تهاجم علی الاصول باید به پیش دشمنان سینه سپر کرد از غیر خط رهبری باید حظر کرد هرکس امام و رهبری را دوست دارد دست از اطاعت از امامش بر ندارد باید که سید مجتبی را یار باشیم بیش از آقای شهید پا کار باشیم آنها که بر مردم خیانتها نمودند یک شب میانِ مردم ایران نبودند عیاشهای هرزه در خارج نشسته با دشمنانِ ملت خود عهد بسته آنان که در داخل به دشمن یار بودند دائم پِی جاسوسی و آمار بودند علی الاصول با این جماعت ما سرِ سازش نداریم در این قضیه از کسی خواهش نداریم آقای ما شد کشته رقصیدند اینها مردم همه گریان و خندیدند اینها صد هلهله کردند و شادیها نمودند اصلا به فکر کشور و مردم نبودند صد روز و شب این مردم مبحوس ایران هرگز نکرده ترک میدان و خیابان عالم شمارا یکصدا تکریم کرده بر ملت مبعوث ما تعظیم کرده مردم که پیمان با امام خویش بستند پشت تمام فتنه گرها را شکستند تاریخ بنویس مردم مبعوث ایران هرگز نشد تسلیم اهریمن به یک آن