تا پای علی هستیم در لشگر زهراییم
حاج منصور ارضیپسندیدن4
بازدید100+
تا پای علی هستیم، در لشکر زهراییم زیر علم حیدر، زیر پر زهراییم داریم از او توشه، چون حَبّه ز یک خوشه اسمیم که یک گوشه در دفتر زهراییم بر دامن او دستم، پیمان جنون بستم تا گریهکنش هستم در محضر زهراییم در روز جزا مضطر، ما با مدد حیدر چون طفلِ پیِ مادر در محشر زهراییم گر پشت کند بر ما، مخلوق همه یکجا تحت کَنَفِ مولا، ما نوکر زهرایمم صدشکر از این منظر، هستیم بر این باور با دعوت پیغمبر پا منبر زهراییم ما زحمت مولاییم، چون قطره ز دریاییم هرجا هرچند که اینجاییم، دردسر زهراییم با قلب و دلی آگاه هستیم بر این درگاه در حفظِ ولیُ الله همسنگر زهراییم چون مردم آزاده بر فاطمه دلداده در فاطمیه یاد چشم تَرِ زهراییم داغیم از این ماتم، سرخیم و کبود از غم چون لطمهزنِ رویِ نیلوفرِ زهراییم خونیندل و جان بر لب، چون دختر تو زینب پروانه صفت هر شی دور سرِ زهراییم ***** آفتاب مرا تو شب نکنی چه کنم مرگ طلب نکنی همسرت را تو جان به لب نکنی تو که تب میکنی علی چه کند خونِ دل میخوری، ولی چه کند تب تو هست علت تب من رخت بسته است خنده از لب من اشک شد روزیِ مرتب من نگرانیست کار هر شب من نگرانم مرا صدا نکنی تو بخوابی و چشم وا نکنی ***** شب به شب، درد، خواب از تو گرفت درد پهلو گلاب از تو گرفت گریهی بیحساب از تو گرفت اجل آمد جواب از تو گرفت التماس مرا جواب نکن خانه را بر سرم خراب نکن ***** آه آیینهی ترک خورده آه خونِ دل از فدک خورده آه در غصهها محک خورده آه ای خانومِ کتک خورده من غریبم تو دوستدارم باش با همین وضعیت کنارم باش با همین وضع پای کار منی با همین وصع ذوالفقار منی با همین وضع افتخار منی نو عروس منی، بهار منی هی نگو که غروب خواهی شد بخدا زود خوب خواهی شد