من خیال آلودهام آن دم اجل سر میرسد
مجتبی رمضانیپسندیدن9
بازدید700+
من خیال آلودهام آن دم اجل سر میرسد تا نفسهایم در این عالم به آخر میرسد بارها خواندم حکایات رسول ترک را نوکری شد محتضر ارباب از در میرسد اسم او برداشت از هر عبد آلوده عذاب لطف بی پایان او تا بعد محشر میرسد دفن و کفن نوکرانش را خودش گردن گرفت بر سر خدام خود مولا و سرور میرسد چیست واجبتر ز روضه موقع تلقین ما یا حسین گفتن به داد و آه نوکر میرسد اسمع افهم یا فلان ابن فلان آرام باش آن امام مهربان مهرپرور میرسد لحظهی تدفین گریز روضهخوانها بوریاست همزمان از آسمان فریاد مادر میرسد هر مسلمانی کفن شد بعد مرگ خود فقط بی کفن بودن به یک بابا و دختر میرسد ******* مگر به کربلا کفن به غیر بوریا نبود مگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبود مگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنند مگر که پاره پیروهن به پیکرش روا نبود ****** عالم فدای خواهری چون ام کلثوم دیگر نزاید مادری چون ام کلثوم تنها نمی ماند عقیله تا که دارد در این جهان همسنگری چون ام کلثوم ما را چه شد مردم؟ چه شد بردیم از یاد که داشت زهرا دختری چون ام کلثوم کوفه شود کُن فَیکون تا بعد زینب آید به منبر حیدری چون ام کلثوم ای وای، دنیا را ببین بر شمر رو زد خورشید زهرا منظری چون ام کلثوم دندان و لبهای برادر چوب میخورد آن هم جلوی خواهری چون ام کلثوم ****** سری به نیزه بلند است در برابر است ****** شام بلا تیرهتر از شام بود عصمت حق در ملاءِ عام بود ****** ام المصائب یعنی رونیزهها سر دیدن سر برادر دیدن غارت معجر دیدن ام المصائب یعنی غنچهی پر پر دیدن ضجهی مادر دیدن شیر خواره اصغر دیدن ام المصائب یعنی لحظهی غارت دیدن خیلی جسارت دیدن طعم اسارت دیدن ام المصائب یعنی خندهی اغیار دیدن طعنه و آزار دیدن کوچه و بازار دیدن ام المصائب یعنی بزم حرامی دیدن بی احترامی دیدن بازار شامی دیدن ام المصائب یعنی پژمرده لاله دیدن گریه و ناله دیدن مرگ سه ساله دیدن ****** تو آسمونا دنبالت میگشتم حالا روی خاک خرابههایی این اولین مسافرت بود بابا شد آخرین مسافرت بابایی مسافرت همه شاد ما غمگینیم مسافرت همه خوش ما غم داریم