تا میام نگات کنم هی روتو میگیری
محمدرضا ناصریپسندیدن4
بازدید300+
تا میام نگات کنم هی روتو میگیری دو قدم که راه میری پهلوتو میگیری هی میخوام حرفو عوض کنم ولی زهرا باز ازم سراغ اون تابوتو میگیری خونهی بیرفتوآمدو نگاه بچههای قدونیمقدو نگاه آخ غربت علی! یه سری باهام بیا تو کوچهها خندهی اون که تو رو زدو نگاه آه ای زمینخورده دست تو آزرده لعنت به اون که گریهی مردو درآورده لعنت به اون که پاشو اون روز سمت در برده آه ای زمینخورده مهربونم بمون تا بمونم ای جوونم بمون تا بمونم چرا اشک را آبرو میکنی؟ چرا چادرت را روفو میکنی؟ چرا استخوان در گلو میکنی؟ چرا مرگ را آرزو میکنی؟ زمینگیر من آسمانی بمان ببین میتوانی بمانی بمان مهربونم بمون تا بمونم ای جوونم بمون تا بمونم کاش میشد دنیا به قبل از کوچه برگرده گرمیِ خونم بمیرم دست و پات سرده بدن که خون از دست میده سرد میشه بدن که کمخون باشه سرد میشه دست و پام میلرزه زهرا وقتی که دیدم داره زجر میده بازوی ورمکرده چشماتو بستی چرا نفس بکش میمیرن این بچهها نفس بکش آخ نفسش بند اومده شیر خدا فاطمه تو رو خدا نفس بکش آه لعنت به این دنیا زهرا نرو تنها ای خاک عالم بر سر دنیای بیزهرا خونهنشینه دیگه مرد خیبر از فردا لعنت به این دنیا مهربونم بمون تا بمونم ای جوونم بمون تا بمونم لحظهلحظه دارم این یک سالو میبینم جملهلب میشم ازت این حالو میبینم تو عوض کردی لباسای حسینو و من از کنار بستر گودالو میبینم از تنش هی خون با هر نفس میاد یه نفر داره عصابهدست میاد چقدر شلوغه دور قتلگاه میبینم خولی میره شبث میاد شلوغ بود لطمه میزنم میگم ای کاش که دروغ بود غروب بود چشای حسین نمیتونست ببینه تار بود چه بد بود دونهدونه ضربههای شمر از رو حسد بود شبث بود شاهد لحظهای که شمر رو سینهش نشست بود شلوغ قتلگاه داره به گوشم میرسه هلهلهی سپاه افتادی بیگناه بعد تو خواهرت میشه بیکس و بیپناه دور و برت جنجاله تنت چقدر بیحاله رفته لبِ عباس هی هنوز سوی گوداله سنان جدا شمر جدا وا محمدا وا محمدا لااقل صیدتو رو به قبله کن شمر حوصله کن اول بکش بعد هلهله کن آه زینب زینب آه تنها زینب