نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

تا عمو قتلگاه است خیمه باشم گناه است میروم تا نگویند بی سپاه است عازم قربانگاهم عاشق ثاراللهم آخرین مرد میدان عبداللهم ای عموی مظلومم یابن الزهرا آمدم در كنارت تا شوم جان نثارت مادرم آمد كنارم شد زیارت مینشیند بر زانو مانده دستش بر پهلو مثل او هم دارد زخم بازو ای عموی مظلومم یابن الزهرا بین مقتل بلواست این شلوغی سر ماست بین آغوشت اما بهترین جاست پیش چشمان زینب اشهدم آمد بر لب تا روم با تو زیر سم مركب ای عموی مظلومم یابن الزهرا
هنوز نظری ثبت نشده