تا صحبت از عطش شد تا حرف آب شد
امیر طلاجورانپسندیدن16
بازدید16.4K
تا صحبت از عطش شد و تا حرف آب شد قافیه در تلأطم ذهنم رباب شد ششماهه داد کار هزاران پسر نمود اُمُّ البنینِ دومِ عالم خطاب شد صبح علیَ الطّلوع گدا بر تو میگذشت نزدیک ظهر بود که عالیجناب شد بر روی نِی حال حسینش خراب شد وقتی رباب وارد بزم شراب شد **** من میخواستم وایسی رو پای خودت نه روی نیزه دستامو شبیه گهواره میگیره از روی نیزه قول میدم اگه ورق برگرده و علیم نَمیره جوری لالایی بخونم حرملهم گریهش بگیره تلاش کردم حسین ازت بشنوه بابایی عصای دست نیزهدارایی بی تو از این زمونه سیرم گل یاسم بگو کی از شاخه تو رو چیده؟ سرت هنوزم بوی شیر میده من این پایین تو اون بالا علی بالام لالا لالا