تا رسید زمین کربلا
حسین ستودهپسندیدن34
بازدید1.6K
تا رسید زمین کربلا کشتی نوح به گِل نشست جبرئیل رسید و گفت: حسین بیهوا نوح دلش شکست نوحه خونده جبرئیل، نوح گریه کرد ناله زد با غم و اندوه گریه کرد واسه ذبح سر مذبوح گریه کرد به تن زخمی و مجروح گریه کرد (آخ چه احوال بدی داره، داره، داره شمرو لعنت میکنه آره، آره، آره میگه نوحو میکُشه آخر، آخر، آخر روضهی پیرهن پاره، پاره، پاره)۲ نوحوا علی الحسین... جبرئیل روضه میخونه با آسمون گریه میکنه نوح از این روضهی قتلگاه داره خون گریه میکنه جبرئیل نوحو صدا زد، گریه کرد حرف گودال بلا زد، گریه کرد گفت که قاتل از قفا زد، گریه کرد گفت که نیزه رو کجا زد، گریه کرد گریه کرد و میکشید فریاد، فریاد، فریاد تشنه ذبحش میکنه جلّاد، جلّاد، جلّاد کربلا روایت خونه، خونه، خونه هم جوون میکُشن هم نوزاد، نوزاد، نوزاد نوحوا علی الحسین...