تا خرابیم تا خرابِ حسن
سیدمهدی حسینیپسندیدن9
بازدید1.3K
تا خرابیم تا خرابِ حسن همه گرمیم از شرابِ حسن ما که بُردیم از کنار کریم ما که خوردیم از حسابِ حسن ما که بودیم در قنوت حسین ما که هستیم مستجابِ حسن با چه نامیم؟ جیرهخوارِ علی ما چه داریم؟ نان و آبِ حسن ما غباریم در نسیم بقیع ما که داغیم از آفتابِ حسن ما چه گفتیم مستحق قدیم فَتَصَدَّق عَلیٰ را به حسن برسانید نامهی آهم یا به دست حسین یا به حسن تا کُلونِ دری زدیم آمد چاکران نه، خود جنابِ حسن آنکه نامم نوشت روز ازل فاطمه بود در کتابِ حسن خیرِ دنیا و آخرت بیند که مرا بُرد در حسابِ حسن دیدنیتر شود اگر بینی کربلا را میان قابِ حسن حسنیزادهها همه بودند با دو شمشیر در رکابِ حسن بچّهی شیر، شیر خواهد شد قاسم آریست در نصابِ حسن چشم میخورد اگر میان همه آمده بود با نقابِ حسن او یتیم است، دارد او پس سهم از غریبیِ پُر عذابِ حسن زخمِ تازه است آتشِ جگرش سر به مُهر است اضطرابِ حسن