تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت
وحید شکریپسندیدن87
بازدید4.5K
تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت ******* صلی علی مظلوم من آبت ندادن رفتی از حال پیراهنت تو دستمه دستم گرفته بوی گودال شمر تنت رو پا که زد دیدم چه دردی روبرومه آستینشو بالا که زد گفتم حسین کارش تمومه فریاد کشید سر منم داد کشید تیغشو جلاد کشید روبروت ایستاد کشید آخ بمیرم دیر برید آخ یه دل سیر برید تا من بشم پیر برید با دوازده تکبیر برید آخ بمیرم کاش لحظههای آخرم رو زانوی آقا بمیرم بگم سلام الله علیک من رو به کربلا بمیرم گفتم بهت فرقی نداره تو جوونی یا که پیری توی سرازیری باب القبله جونم رو بگیری پیدات کنم با خودت مناجات کنم هی فقط تماشات کنم ای حسین جان تعظیم کنم گنبدت رو ترسیم کنم بعد جونم رو تقدیم کنم ای حسین جان