تا ابد هرچه کریم است به قربان حسن
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن25
بازدید18.7K
از کرمخانهی او رزق حلالم دادند دور او چرخ زدم، تا پَر و بالم دادند خاک پایش که شدم، جاه و جلالم دادند خواستم شعر بگویم، که مَجالم دادند چند بیتی بشوم دست به دامان حسن تا ابد هر چه کریم است، به قربان حسن آن که جا داشته بر دوش پیمبر، حسن است آن که درکش بُوَد از عقل فراتر، حسن است ساقیِ کوثر علی، صاحب کوثر، حسن است پسر ارشدِ صدّیقهی اطهر، حسن است جز حسن کیست برازندهی عنوانِ حسن؟ تا ابد هر چه کریم است به قربانِ حسن این که در قلّهی افلاک اقامت دارد از شئونات اِلهیش، حکایت دارد او که از شیر خدا، حکم امامت دارد بر حسین ابن علی نیز، ولایت دارد هست شاهِ شهدا، گوش به فرمان حسن تا ابد هر چه کریم است به قربان حسن او سه دفعه همهی زندگیاش را بخشید کرمش نور شد و در همه عالَم تابید روزیِ خَلق به یُمن حسن از عرش رسید هر کسی از سر این کوچه گذر کرد، شنید مصرعی ناب شده ذکر فقیرانِ حسن تا ابد هر چه کریم است به قربان حسن غیر از این نیست که لطف و کرم و بخشش و جود از دَم گرمِ حسن بود که آمد به وجود شاعرِ او سر ذوق آمد و اینگونه سرود چَشم آن لحظه که بر عالَم ایجاد گشود پهن شد روی زمین سفرهی احسانِ حسن تا ابد هر چه کریم است به قربان حسن دردِ مظلوم، بدانید دوا خواهد شد گِرهی کور به کار است، که وا خواهد شد در مدینه حرمی خاص، بنا خواهد شد خشتهایش همه از جنس طلا خواهد شد ما قرار است بخوانیم در ایوان حسن تا ابد هر چه کریم است به قربان حسن تا به حال تو تفضّل نکند این آقا میشود لمس کنی لطف خدا را؟ اَبَدا کسری از ثانیه هم چون زِ خدا نیست جدا میزبانش به اباالفضل قسم، بوده خدا هر که مهمان شده در روضهی رضوان حسن تا ابد هر چه کریم است به قربان حسن حُبّ و بغض است چو در دینِ خداوند، مِلاک گر نباشد یکی از این دو هلاکیم، هلاک جز حسندوستی آید مگر از نطفهی پاک؟ پوزهی دشمنِ مولا، شده مالیده به خاک حل شدند اهلِ جَمَل در دلِ طوفانِ حسن تا ابد هر چه کریم است به قربان حسن