تازه شب اول شده کو تا شب آخر
محمدحسین پویانفرپسندیدن2
بازدید7.8K
تازه شب اول شده کو تا شب آخر تا بر خودت آیی رمضان زود گذشته ترسم که به جایی نرسم باز بمانم تا من برسم پیکِ امان زود گذشته آنقدر بیاید رمضانها که نباشیم آنقدر که عمر همگان زود گذشته ***** ندا رسیده: «بیایید» و آمدم یا رب اگر که بی سر و پایم، اگر بدم، یا رب بیا و پیش بقیه نکن ردم، یا رب به مهربانی و لطف تو رو زدم یا رب بدم ولی تو به خوبیِ خود قبولم کن نشد که پاک بیایم، نشد، قبولم کن برای پاک شدن، چشم تر به ما بدهید میان صحن نجف، یک سحر به ما بدهید به عشق کیست تمام عبادتم؟ حیدر به حُبّ کیست جواز شفاعتم؟ حیدر به دست کیست برات زیارتم؟ حیدر خلاصهی همهی حرف و حاجتم: حیدر مسافران نجف را علی دهد توشه علی ز گوشهی صحنش بَرَد به شش گوشه دلم گرفته خدایا برای شش گوشه میان روضه نشستم به جای شش گوشه صدای گریه و حال و هوای شش گوشه بخوان ز تشنه لبی که ز آب محروم است حسین، تشنه و تنها، حسین مظلوم است چه آمده به سر پیکرش؟ نمیدانم چه آمده به دل خواهرش؟! نمیدانم تنور کیست انیسِ سرش؟ نمیدانم کجا نرفته دگر دخترش؟! نمیدانم حسین جان...