آب تشنهی کامت
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن4
بازدید400+
آب تشنه ی کامت باد بنده ی رامت خاک، میشود آتش با تکرار نامت تو افتادی به روی خاک که ما بالا نشین باشیم که ما جزو محبان امیرالمومنین باشیم عزادارت پیمبر ها به معبر ها به منبر ها به یاد حنجرت عمری خمیده قد خنجر ها (حسین وااای...) عشق دارد یه قانون حا سین و یا و نون با ذلت بجوشید در رگ ها جای خون تکاندم سینه را ازغم به سینه چون که کوبیدم به حکمت کام من وا شد سیاهی را که بوسیدم از آن که باکِیت، رهنت زمین یک آنه در رحمت گرفته مجلسِ روضه جهان یک گوشه در صحنت (حسین وااای...) دل داند این غم را این، کهنه ماتم را از دوری میبوسم من، عکس حرم را (۲) زیارت گفتی و دردم زیادت میشود هر دم زیارت رفته میبینم زیادت میشود دردم عدد ها در رثای شاه اگر روضه بگیرن آه شود مداح این روضه هزار و نهصد و پنجاه (حسین وااای...)