بیحیا بود که بر سینهی پاک تو نشست
حسین ایزدخواهپسندیدن13
بازدید1.6K
بیحیا بود که بر سینهی پاک تو نشست زد و دندان تو را با تَه شمشیر شکست حسین حسین همیشه قلبِ دشمن سنگ بوده سر پیراهنت هم جنگ بوده ولی شرمنده زینب دیر فهمید که انگشتر به دستت تنگ بوده فَبِأَیِّ ذَنبٍ میزنی بزن ولی یواش فَبِأَیِّ ذَنبٍ فکر غصّههای من نباش فَبِأَیِّ ذَنبٍ کم دست و پا بزن داداش ای عهدهدارِ مردمِ بیدست و پا حسین آتیش به ما نزن اینقَدَر پنجه روی خاک کربلا نزن رو سینه اومدن زیر دست و پاشون انقدر دست و پا نزن دِق میکنم حسین دست و پا هم میزنی، زهرا رو صدا نزن خنجر نمیبُره هیچ کسی قربونی رو تشنه سر نمیبُره هِی ضربه میزنه هیچکی سر از پیکر اینطور نمیبُره آی نامسلمونا هیچکی انگشتو واسه انگشتر نمیبُره (حسین حسین، حسین، حسین)... **** از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حُرمت مهمانِ کربلا **** رسیدیم کربلا، خدا خودت به خواهرم رحم کن رسیدیم کربلا، خدا خودت به دخترم رحم کن سخته چهطور بگم به زینبم اینجا قرارِ با مادرشه، سخته ربابو چی بهش بگم دیگه لالایی آخرشه دیگه رسیدیم کربلا، اذون بگو مؤذّن خیمه رسیدیم کربلا، خیمه بزن علی برا عمّه بابام بگو عمو بیاره آب مَشکو، بذاره پایینِ گهواره وقتی علیاصغر آب میخواست راحت رباب بیاد آبو برداره راحت با گریه میخونم خداحافظ ای کبوترِ سه سالهی من بابا گریه نکن دل بابا خون میشه قرار بعدیمون خرابه، اونجا (فریاد وا محمدا، حسین رسید به کربلا)... مونده روی زمین، پیکرِ تو رَها اَلسَّلامُ علیٰ مَن دَفَنَ اَهل قُریٰ خواهرش اگه نیست، رفته شامِ بلا ریگ و رَملِ بیابون براش گرفتن عزا سَرو داره جلو، مادرش میبُره استخونِ گلو رو با خنجرش میبُره دوره کردنش و خیر نبینه سنان داره با لگد به سینه بیهوا میزنه سیّد مظلوم حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم... **** از آب محروم شده پیرهنت رو بردن، تنت معلوم شده از آب محروم شده حرفتو کسی نخوند، شاهِ مظلوم شده از آب محروم شده دَمِ اذونه شمر تو سجّادهی تو نماز میخونه زینب به سر زنان، سوی که میدَوَد؟ او را چه میشود، نامِ که میبَرد؟ رأسِ تو میرود بالای نیزهها من زار میزنم در پای نیزهها آه ای ستارهی دنبالهدار من زخمیترین سرِ نیزهسوارِ من سرت تنوره الهی که خیر نبینی سرش میسوزه موهاش میسوزه وای حسین وای حسین سیّد مظلوم حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم... وای حسین، وای حسین... **** برادر جان سلیمانِ زمان هستی چرا انگشت و انگشتر نداری؟ چرا بر تن برادر سر نداری بمیرم من مگر مادر نداری (حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم)... خداوندا علمدارم نیامد یگانه یاوَر و یارَم نیامد کنارِ علقمه بابا چه دیدی؟ عمود خیمه را از چه کشیدی؟ **** یخیلیپ عباسیم، نَهرِ فُرات اوسته بِلیم سیندی زینب، علمدار اولدی بُیانیپ دی گانه، وفالی سرداریم نَوایِ قرآنَه وفادار اولدی (حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم)... **** اگر کشتند چرا آبت ندادند؟ به تو زان دُرِّ نایابت ندادند اگر کشتند چرا، خاکت نکردند کفن بر جسمِ صد چاکت نکردند سرِ پیراهنت، پیرم کردن از زندگی (سیرم کردن از زندگی)۲ بگو از پیکرت پا برداره این تشنه لب (خواهر داره این تشنه لب)۲ وای حسین، وای حسین... حسین، حسین، حسین... یا اباعبدالله آقای من... **** بینِ جنجالی، زخمی و بیحالی تو شیبِ گودالی یا اباعبدالله نیزهها خوردی، سنگ جفا خوردی چه طعنهها خوردی، یا ثارالله بمیره خواهر، تنت شده پرپر روی گلوت خنجر، شاهِ مظلوم پشت و رو کردن، ذِبحو شروع کردن نیزه فرو کردن، توی گردن روضه شد کامل، با لگدِ قاتل غرقِ به خون شد دل، یا اباعبدالله در دلِ میدان، جسمِ تو شد عُریان شهیدِ لب عطشان، آه واویلا واسه چند دِرهَم، شد بدنت دَرهَم میمیره از این غم، آخر زینب منو آزردن، چی سرت آوردن پیرهنتو بردن، ای تشنه لب (حسین وای، وای)... **** خداحافظ ای جوانی زینب سلام بر قَدِّ کمانی زینب حسین جان ای آبروی دو عالم نگین سلیمان به حلقهی خاتم