بی تو شب و روزم جز خون جگری نیست
حاج محمود کریمیپسندیدن4
بازدید2K
بی تو شب و روزم جز خون جگری نیست یك سر بزن این جا هر جا تو نباشی خبری نیست امشب شب اشك امشب شب دریاست ما چشم به راهیم گفتی كه میایی مجلس عباس من آسمان نور و عبّاس آفتابم من شهر عاشورایم و عبّاس بابم من كشتی و عبّاس باشد بادابانم من جنّت و عبّاس باشد بوستانم من بیشه ی توحیدم و عبّاس شیرم من احمد و عبّاس، حیدر در غدیرم عبّاس من مرد وفا جهاد است عبّاس من باب الكرم باب المراد است عبّاس من لب تشنه و دریاست مستش عبّاس من بی دست و عالم زیر دستش عبّاس من دریا و عالم تشنه ی او رود فرات و چاه زمزم تشنه ی او عبّاس من یك كربلا عشق و ادب بود بیرون شد از دریای آب و تشنه لب بود عبّاس من صاحب لوای اهل بیت است عبّاس من مشكل گشای اهل بیت است عبّاس من فرمانده ی كلّ قوا بود تنها سپاه من به دشت نینوا بود عبّاس من بیدست بود و دستِ من بود در روز تنهایی تمامِ هست من بود عبّاس من چون حمزه بر ختم رسل بود هر زخم تیغش بر بدن یك باغ گُل بود عبّاس من در یاری من جان فدا كرد یك لحظه دست و دیده تقدیم خدا كرد عبّاس من با اشگ چشم و سوز سینه در موج دریا دیده تصویر سكینه عبّاس من تنها نه پرچمدار من بود حتّی پس از جان دادنش هم یار من بود عبّاس من بر آب ذدریا آبرو داد از خون پاك خویش دریا را وضو داد عبّاس من عبّاس من لب تشنه جان داد لب های خشكش را به پیغمبر نشان داد عبّاس من آثار سجده بر جبین داشت ارث عبادت از امیرالمؤمنین داشت عبّاس من هم یار من، هم یار دین بود اجر جهاد او عمود آهنین بود عبّاس من هم باغ من، هم یاس من، بود عبّاس من عبّاس من عبّاس من بود چون صحن من صحن و سرایش می درخشید تا آسمان گلدسته هایش می درخشید تنها نه این دنیا مرا یار است عبّاس روز قیامت هم علمدار است عبّاس فردا قیامت می شود پا بست عبّاس زهرا شفاعت می كند با دست عبّاس كی زااده ی امّ البنین فردا گذارد «میثم» غلام او در آتش پا گذارد