غصّه نخور که خورده بههم نظمِ لشکرم
محمد امینیپسندیدن6
بازدید4K
(بیبی مدد یا رقیّه)... غصّه نخور که خورده بههم نظمِ لشکرم گریه نکن که بسته شده دستِ خواهرم کاخ یزید را به سرش میکند خراب این گریهای که میچکد از چشم دخترم گریه سلاح رقیّهاس، سهم نگاهِ رقیّهاس بین شلوغیِ بازار، زینب پناهِ رقیّهاس عالم به نام رقیّهاس، حاتم غلامِ رقیّهاس هر کی حسینیه محوِ لطف مدام رقیّهاس (بیبی رقیّه مدد)... دارد کمی برای پدر ناز میکند او کودک است این همه اعجاز میکند در کربلا و شام نشان داده است که دستی که بسته است گره باز میکند جانم فدای رقیّه، نذرِ عزای رقیّه خوبه چقدر شب سوم، مُردن برای رقیّه روضهش که میشه حواله، گریه نگیره محاله کاش که یه روزی بمیریم دور ضریحِ سهساله (بیبی رقیّه مدد)... ما گریهایم ابر بهارِ رقیّهایم دلخستهایم شمع مزار رقیّهایم هر جا که روضه هست یقیناً رقیّه هست در مجلسِ حسین کنار رقیّهایم روضه بخونه رقیّه، زخمیه جونِ رقیّه کاش از سری که بریدهس چیزی ندونه رقیّه آه از پَری که شکسته، آه از سری که شکسته عطر عزیزشو میده انگشتری که شکسته (بیبی رقیّه مدد)... **** بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای أجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا **** از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین نالهها میزد حسین، زینب صدا میزد حسین