بیچاره مدینه ام اما
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن11
بازدید2.8K
بيچارۀ مدينهام اما هوايى كربوبلا هستم حسينى بودنم رو مديونِ لطف امام مجتبى هستم حالا كه نوكرت شدم آقا به پاى تو هميشه ميمونم مثل گذشتهها به عشق تو دوباره عاشقانه ميخونم غّمت عشقه، دّمت عشقه ميخونم آقا، محرمت عشقه فرمانرواى دلمى و من مثلِ اويس قرنى هستم از افتخاراتمه اين نكته كه قاسم بن الحسنى هستم كنار سفرۀ كريم امشب پيچيده بوى غربت قاسم با ذكر يا حسن مدد بازم شدم دخيل حضرت قاسم جاى صورت، قمر داره مثل باباشه، خيلى جيگر داره با اينكه نوجوونه ميتونه بهم بريزه قلب لشكر رو با يك نگاه انگارى تو دستش گرفته ذوالفقار حيدر رو يه جورى ميجنگه همه ميگن دوباره جِلوه كرد سيفُ الله وقتى ميبينه قد و بالاشو عمو اباالفضل ميگه ايول الله براى رزم شد آماده ميون لشكر دلهره افتاده امون از اون لحظهاى كه قاسم از روى مركب رو زمين افتاد تا كه زدن نيزهاى به پهلوش لرزه به قلب شاه دين افتاد عمو حسينش ميبينه از دور دامن دشمنا پر از سنگه ميبينه بين لشكر دشمن براى غارت سرش جنگه نبينه مادرش اى واى زير مركب رفته پيكرش اى واى ***