بیمارت ای علی جان! جز نیمه جان ندارد
حنیف طاهریپسندیدن49
بازدید3.8K
بیمارت اِی علیجان! جُز نیمه جان ندارد۲ مِیلی به زنده ماندن، در این جهان ندارد۲ (غم چون نَسیمِ پاییز، برگ و بَرِ مرا ریخت این لالهی بهاران، غیر از خزان ندارد) ۲ بگذار تا بمیرم، زین باغ پَر بگیرم۲ مُرغی که حقِ ماندن در آشیان ندارد خواهم که اشکِ غُربت، از چهرهات بگیرم۲ شرمندهام که دیگر، دستم توان ندارد بگذار کَس نداند، دَر پُشتِ دَر چه بگذشت من لب نمیگشایم، محسن زبان ندارد هرکس سُراغم آمد، با او بگو که زهرا قدرش عَیان نگردید، قبرش نشان ندارد شهری که در اَمانند حتی یهود در آن در بِینِ خانهی خود، زهرا اَمان ندارد **** شرمندهام که خانهی اَمنی نداشتم