بیت الاحزان مرا امشب صفا دادی پدر
سید جواد ذاکرپسندیدن6
بازدید100+
بيت الاحزان مرا امشب صفا دادي پدر با وصال خويشتن قلبم شفا دادي پدر از آتش هجران تو يك شب نه هر شب سوختم خوش به من در كودكي درس وفا دادي پدر بر عزاداران خود امشب به ويران سر زدي اجر نيكويي بر اين صاحبعزا دادي پدر ****** در قافلهی مجنون یک دختر زیبا بود یک طفل که در صورت چون اشرف زنها بود سیمای وجیه او چون صورت بابا بود ره رفتن او مثل ره رفتن زهرا بود چشمان خمار او چون نرگس حیدر بود از کثرت زیبایی... او پیروی از زهرا با گوش خود امضا کرد پیوسته بر بابا از عمه تمنا کرد گفتا مگر ای عمه جد تو نبی نبوَد یا مادر تو زهرا بابات علی نبوَد پس چیست که ای عمه مردم نشناسندت؟ ایکاش عمو آید تا باز کند بندت گفت ای عموی نازم تو شیردل دهری دشمن زندم با من تو مگر قهری از غیرت تو ترسم احوال بیان دارم .... عاشق بده آن امروز عشق تو محک خورده هرکس که علی گفته بسیار کتک خورده