بیتاب بی صبر و قرارم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن17
بازدید3.2K
بی تاب و بی صبر و قرارم در فراقت این است حال و روزگارم در فراقت یک عمر دردل بودی و از دیده پنهان هم با منی، هم غصه دارم در فراقت هرصبح وشب درخلوت خود روضه دارم شد روضهها دار و ندارم در فراقت یاد سه ساله دختری که گفت: بابا رفتی و من چشم انتظارم در فراقت بابا منی که دست تو زیر سرم بود برخاکها سر میگذارم در فراقت بابا بیا باخود ببر جاماندهات را من كه دگر طاقت ندارم در فراقت