بیا به خانه که عشقت گناه شد مادر
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.4K
بیا به خانه که عشقت گناه شد مادر بیا بیا که شانه یِ من تکیه گاه شد مادر قباله ی فدکت بود و شاد میگفتند پدر بیا و ببین رو به راه شد مادر ولی چه شد چه بگویم جواب بابا را که راهِ آمدنت نیمه راه شد مادر برای آنکه نگریی کنارِ نا محرم تو را زدند و جوابت دو آه شد مادر فقط از او نه، زِ دیوار هم کتک خوردی چهل تن آمده و قتلگاه شد مادر تمامِ گیسویِ من شد سپید آنجا و تمام کاسه یِ چشمت سیاه شد مادر گمان کنم اثر پشتِ دستِ نامرد است که راه خانه ی ما اشتباه شد مادر شکسته اند غرور مرا در این کوچه بیا که شانه ی من تکیه گاه شد مادر دوباره روضه یِ کربُبلا بخوان و بگو که شعله ور همه یِ خیمه گاه شد مادر برای غارتِ ناموس ما قسم خوردند از آن زمان که حرم بی سپاه شد مادر رباب بود و به سرِ نیزه یِ علی میگفت تمامِ دل خوشی ام یک نگاه شد مادر اگر گهواره را پس داده بودند دلش خوش بود با طفلی خیالی