بیا این دم آخری
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن51
بازدید10.2K
اباالفضل، بیا این دم آخری غربتم رو ببین و بیا و تسلا بده درد ام البنینو، عباسم ابالفضل، الهی که مادر فدای دو دست بریدت بمیرم برای غریبی و مشک دریدهات، عباسم نظر کن به حالم که زار و محزونم ببین گوشهای کنج مقتل گریونم نفسهام رسیده روی لب، ای مادر با چشمای تر از غم تو میخونم ابالفضل... ابالفضل، شنیدم امید از عزیز دلم ناامید شد شنیدم که گیسوی زینب یه روزه سفید شد، واویلا ابالفضل، شنیدم یه لشکر تو رو کشتنت نور عینم تو رفتی و شد بی علمدار و یاور حسینم، عباسم دو دستای تو قاتلم شد، عباسم حرم بی پناه و علم شد، عباسم میگفتن به حال حسینم خندیدن قدو قامتش تا خم شد، عباسم ابالفضل، برام گفته زینب که توی نبودت چهها شد چقدر تازیونه نصیب زن و بچهها شد، عباسم ابالفضل، شنیدم که تو شام کوفه چقدر شد جنایت چقدر روی ناقه به اهل حرم شد جسارت، عباسم امان از غمِ کوچه بازار واویلا امان از غریبی و آزار، واویلا توی اون شلوغی و جنجال، بی بیهام میگفتن کجایی علمدار...