بگید علم دار بیاد سر بازار بیاد
مهدی رعناییپسندیدن26
بازدید1K
بگید علمدار بیاد، سرِ بازار بیاد(۲) فاطمیاتِ حرم شدن گرفتار بیاد با علی اکبر بیاد هرچی زودتر بیاد ختمِ این قائله از دستِ خودش بر میاد(۲) (دستِ زینُالعابدین بسته اسیره نمیتونه دهنِ شمرو بگیره الهی هرکسی حرفِ بد به ما زد بمیره، بمیره، بمیره) ۲ دل شکست، دلم چهل تا منزل شکست خواهرت، با خندهی ارازِل شکست ****** به عمه زینب بگم، از تو امشب بگم قصههامو مثل رگهات نامرتب بگم قصه شبونه بگم، دخترونه بگم دست خولی و باید بجای شونه بگم روضهها سنگینه و سنگینه سینهام ولی بابا دلشکستهتر از ازینم زخمای حلالی چیه رو چهرهات میبینم، میبینم، میبینم آه نبود، تنور جای تو ای شاه نبود انقدر، محاسنِ تو کوتاه نبود ****** عمهی ما کاش نبود، بهخدا جاش نبود جای ما که وسطِ مجلسِ اوباش نبود کاشکی عموم بود به ما یه عزیزم بگم نه یکی هرچی بخواد بگه کنیزم بگه جلو خیزران رومو نشد بگیرم من گذاشتم تا بیای برات بمیرم من دیگه بدونِ تو هیچجا نمیرم نمیرم، نمیرم، نمیرم بگذریم، بیا دیگه از اینجا بریم وقتشه باهم از دارِ دنیا بریم(۲) (ای بابا بابا بابا، ای بابا بابا بابا...)