نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

بگید علمدار بیاد سر بازار بیاد فاطمیات حرم شدند گرفتار بیاد با علی اکبر بیاد هرچی زودتر بیاد ختم این قائله از دست خودش برمیاد(۲) (دست زین العابدین بسته اسیره نمیتونه دهن شمرو بگیره الهی هر کسی حرف بد به ما زد بمیره بمیره بمیره) ۲ دل شکست دلم چهلتا منزل شکست خواهرت با خندهی ارازل شکست (بابا حسین، بابا حسین بابا حسین، بابا حسین...) به عمه زینب بگم، با تو امشب بگم(۲) قصههامو مثل رگهات نامرتب بگم قصه شبونه بگم دخترونه بگم دست خولی رو باید بهجای شونه بگم روضههات سنگینه و سنگینه سینهم ولی بابا دل شکستهتر از اینم زخمای هلالی چیه روی چهرهت میبینم میبینم میبینم آه نبود تنور جای تو ای شاه نبود اینقدر محاسن تو کوتاه نبود (بابا حسین، بابا حسین بابا حسین، بابا حسین...) عمهی ما کاش نبود به خدا جاش نبود جای ما که وسط مجلس اوباش نبود کاشکی عموم بود به ما یه عزیزم بگه نه یکی هرچی بخواد بگه جلو خیمه .... که نشد بگیرم من گذاشتم تا بیای برات بمیرم من دیگه بدون تو هیچ جا نمیرم نمیرم نمیرم (بابا حسین، بابا حسین بابا حسین، بابا حسین...)
هنوز نظری ثبت نشده