بگو که صبر همیشه به نام زینب شد
محمد امینیپسندیدن2
بازدید1.9K
بگو که صبر، همیشه به نام زینب شد بگو که راحتِ دنیا حرامِ زینب شد بگو که شاهیِ عالم، مقام زینب شد بگو که طائفهی ما غلامِ زینب شد وجود او سبب اقتدارِ آفاق است بگو که مرکز فرماندهیِ عشّاق است زن است و قلب صبورش شده است خانهی غم زن است و دُرِّ حیا شده است دردانه زن است و جان به کف آورده بود جانانه زن است و پای غم ایستاد مرد و مردانه همان که بین اسارت دلیلِ حق آورد به چشم، واقعه را ماتمی جمیل آورد اگر که اُمِّ أبیهاست مادرش زهرا خودش که اُمّمصائب شده است در دنیا به صبر، سلسله کوه و دلش شده دریا به عشق، سایهی همراه سیّدالشهداء خدا کند که پَر از شهپرش جدا نشود دعاش بوده که از دلبرش جدا نشود شمیم جنّت اعلاء زِ بوی چادر اوست نجابت است که غبارِ چادر اوست کسی که آبرو، از آبروی چادر اوست کدام دست پلیدی به سوی چادر اوست؟ خداست حافظِ چادر زینب ملائکاند نگهبان چادر زینب رسید کربوبلا و با حسین و عاشورا شکست قامتش از غصّههای کربوبلا دوید در وسط خیمهها که ای أبناء! برادرم شده تنها میان این أعداء **** گناه داره کسی بهش محل نمیذاره یه کاسه آب براش نمیاره حسین لبتشنهترینه **** سر پیری شبیهِ خزون پاییز شدم سر پیری هدف نگاههای هیز شدم سر پیری سر تو با زن رقّاصه گلاویز شدم