نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بگویید با دل که دلبر علیست به سرها بگویید که سَرور علی ست بگویید قند مکرّر علیست و از هرچه گفتند برتر علیست به قرآن، که ساقی کوثر علیست بُوَد واجب از مرتضی دَم زدن از آن، آفتابِ خدا دَم زدن از آن شاه بیادّعا دَم زدن و باید از او بیریا دَم زدن که بیزارِ از هر چه مُنکر، علیست قدمهام شد وقف راه نجف به شوق رسیدن به شاه نجف و یک سجده در بارگاه نجف منم عبد و حیدر اِلهِ نجف که الله را اصلِ مَظهر علیست علی صاحب قبضهی ذوالفقار علی بهترین معنی اقتدار علی صاحبُ الامر و الاختیار علی غرق در ذات پروردگار و از حدّ ادراک، برتر علیست مَلک مست یا ربنّای علیست فَلک وصلهای بر عبای علیست بهشت عکس ایوان طلای علیست صدای خدا آن صدای علیست نبی گفته بر پیکرم، سر علیست امیری برازندهی مرتضاست بزرگی، خودش بندهی مرتضاست بهشتِ نبی خندهی مرتضاست به نامی که زیبندهی مرتضاست فقط ذکر خاتونِ محشر علیست کریم است و اولاد او هم کریم صراطِ علی جادهی مستقیم جنان مِهر او هست و قهرش جحیم شده مرحب از ضربهی او دو نیم کسی که کند فتح خیبر علیست دو شمشیر را توأمان میزده دو تا نیزه را همزمان میزده علی سر زِ دشمن چنان میزده که سر، چرخ در آسمان میزده به هفتاد لشکر برابر علیست اگر ضربه میزد سپر میشکافت نه تنها سپر، مغزِ سر میشکافت سر و سینه تا به کمر میشکافت علی نعره میزد جگر میشکافت فقط لایق نامِ حیدر علیست سلیمان اگر حشمتالله شد غبارِ قدمهای این شاه شد هر آن کس از این راز آگاه شد ولیّ خدا را هواخواه شد که دُردانهی حیّ داور علیست علی نقطهی باء، علی با خداست در امواج دریا، علی ناخداست علی عالی و ربّ اعلی خداست بلندای مولای من تا خداست در اوّل علی بود و آخر علیست علی پهلوانی غرورآفرین علی نور محض است و نورآفرین نگاهش شراب طهورآفرین تمامیّ اشعار شورآفرین پُر از مدح مولای قنبر علیست نبی گفت: مَن کنتُ مولاه را نشان داد بعد از خودش راه را و ابلاغ کرد امرالله را بگیرید دامان این شاه را چرا که تمامیّ دین، در علیست سخن بیش از پیش شد دلپذیر که گفتم از آن دلبرِ بینظیر به من یاد دادند روز غدیر علیٌّ امیری و نعم الأمیر وصیّ به حقّ پیمبر علیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد