بچه بودم که مادرم پیرن سیاه تنم میکرد
سید جواد ذاکرپسندیدن9
بازدید400+
بچّه بودم که مادرم پیرهن سیاه تنم میکرد وقتی محرم میاومد پیرهن سیاه تنم میکرد (سلطان عشق، سلطان عشق)۴ خوب یا بدم، زشت یا زیبا، رونده شدم از همه جا جون همون کبوترات، بهم نگو اینجا نیا اینجا نیام کجا برم؟ در خونهی کی برم؟ یبار دیگه راهم بده توو خونه ای صاحب کرم سلطان علی موسی الرضا، سلطان علی موسی الرضا نادِ علیّاً مَظهَرَ العَجائِب تَجِده عوناً لکَ فِي النوائب کُلُّ همٍّ و غَمٍ سَینجَلي بِعَظمَتکَ یا الله، بِنَبوّتِکَ یا محمّد، بِولایَتِکَ یا علی (علی علی، علی)۴ لا اِله الّا الله، محمّدٌ رسول الله (علی ولی الله، علی ولی الله)۴ حیّ الصَلاة على صَلاة المؤمن حيّ علي الفَلاح على فلاح المؤمن حي علي خير العمل محبّت زهرا حیّ علي خير العمل محبّت حيدر الله اكبر، الله اکبر چه چشم و ابرویی الله اکبر، الله اکبر چه دست و بازویی الله اکبر، الله اکبر چه چشم شهلایی