بوی گل از سپیده میاید
میثم مطیعیپسندیدن27
بازدید7.8K
بوی گل از سپیده میآید اشکِ شوقم زِ دیده میآید اَخران لحظهلحظه با تصویر دمدم میکنند کارِ مسیح همه سیارگان، همه افلاک تا سحر سجده میبرند به خاک آیهی نور زینت فلک است سورهی فجر بر لبِ ملک است نُه فلک باغِ نرگساند امشب اختران ماهِ مجلساند امشب انبیاء و اشکِ شوق میبارند همه سویِ مدینه رو آرند همه آرند در حریمِ عفاف دورِ گهوارهی حسین طواف شبِ جشن و سرورِ خلقِ خداست شبِ میلادِ سیدالشهداست شب لبخندِ احمد است امشب شبِ عیدِ محمد است امشب عالم از عفو گشته گلباران این حسین است ایگنهکاران مهر او تا ابد زِمهی ماست بعد حیدر ابوالائمهی ماست عقلِ کل محو در نظارهی او چشمِ فطرس به گاهوارهی او خواجهی کائنات فخر بشر چونکه تابوالهش گرفته به بر به چه خوش گفت سیدالکَونَین که حسین از من است و من ز حُسَین انبیاء زندهاند از خونش تا قیامت نماز مدیونش حج ز خون حسین محترم است حرم از کربلای او حرم است به نیازش نیاز برده نیاز از نمازش نماز گشته نماز کربلا، کعبه، حج شهادتِ او قتلگه کشتهی عبادت او لبِ خشکش حیات آب بُود بعد حیدر ابوتراب بُود مکتبش تاخداست مشعلِ راه نهضتش بعثت رسولالله دستِ حق، بازوی علمدارش جانِ ما، خاکِ پایِ انصارش روی آزادگی و عشق و امید از غلامِ رویِ او سپید روی جَونَش چراغ دیدهی ناس عابثش را شجاعت عباس مسلمش پیرِعشق و پیرو راه در حبیبش کمال حبالله رویِ حُرَّش چراغ حُریت لالهی سرخِ باغِ حُریت اکبرش حجتِ خدای همه اصغرش پیرِ پارسای همه قاسمِ او قسیم ظلمت و نور چشمِ بد از مه جمالش دور رو سرمستِ روضهی یاسش جانِ عالم فدای عباسش