بوی عصیان میدهد گرچه جسارت های من
سیدرضا نریمانیپسندیدن15
بازدید4.2K
بوی عصیان میدهد گرچه جسارتهای من تا کرامت میکنی وقت سماجتهای من باز هم شرمندهام از این همه بار گناه باز هم میبخشیم قبل از ندامتهای من هیچ کس گوشش به حرفم نیست جز تو ای رفیق مینشینی نیمهشبها پای صحبتهای من بچهی لجبازم اما دوستم داری خدا خاک میریزی خودت روی لجاجتهای من آنقدر تو آبرویم را خریدی پیش خَلق که کسی اصلا نزد حرف از فضاحتهای من تا گره بر کار من افتاد کارم شد درست هست محتاج کمی انگور حاجتهای من حال ما بیچارهها با یا علی خوش میشود شوق ایوان نجف دارد زیارتهای من ذکر تسبیح شب جمعه حسین است و حَرَم قیمتیتر میشود با این عبادتهای من با لب خشکیده در مقتل صدا میزد حسین زیر و رو شد با نوک چکمه قرائتهای من گفت، مادر جان بمیرم زخم پهلو بدتر است از هزار و نهصدی و اَندی جراحتهای من حسین ای بیسر حسین عریان پیکر تو را تشنه کشتند بمیرم ای مادر دوید و دویدم، برید و بریدم سرت را سر نیزه دیدم قتلوک بُنی، ذبحوک بُنی بُنی، بُنی، بُنی ... حسین جان به یاد لبت یک شب هم خواب راحت نداشتم کنار تن بی سرت کاسه آب گذاشتم واویلا حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه واویلا صدا میزدم مادرت رو یا مظلوم نشون میدادم هنجرت رو یا مظلوم صدا میزدی مادرت رو ای بی کس به دامن بگیره سرت رو یا مظلوم تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم اونقدر جسارت حسین جان به آتیش کشیدن حرم رو یا مظلوم نبودی شکستن سرم رو یا مظلوم