بوی اسفند روضه باز پیچیده تو هیئت
میثم مطیعیپسندیدن7
بازدید400+
بوی اسفند روضه باز پیچیده تو هیئت میکِشه شعله از نو تو دلا هُرم روضهت تا چشام به کتیبه میاُفته خاطراتم برام تازه میشه من که از بچگیم با تو بودم کاش بمونم با تو تا همیشه گَردِ غم رو، از رو قلبم میتکونم روزگارم رو با عشقت میگذرونم (آه مُحرّم، آه مُحرّم، آه مُحرّم)... **** امشب انگار توی عرش مجلس روضه برپاست پیرهن خونیِ تو روی دستای زهراست مادرامون مثل مادرِ تو میکِشن واسه تو ناله از دل انگاری تا مُحرّم میاد باز خونِ تو میچکه از مقاتل دونه دونه سینهزنهات جمع شدن باز خونجگر از خوندنِ این دَم شدند باز (وای حسینم، وای حسینم، وای حسینم)... **** شعلهور از هجومِ آتیشِ اشک و آهیم آخر روضهها تو گودی قتلگاهیم نیزه نیزه گلِ پیرهنِ تو ذرّه ذرّه پُر از خاک تنِ تو چشمه چشمه به قدر یه دریا خون میره از رگِ گردنِ تو میگه زینب، وای حسین مادر نداره روی نیزه، میری و باور نداره (وای حسینم، وای حسینم، وای حسینم)...