بوریایی که در آن جمع شد اعضای تنت
حاج علی کرمیپسندیدن14
بازدید700+
بوریایی که در آن جمع شد اعضای تنت بود پاره ولی از جسم تو سالمتر بود (غریب کربلا، آقام آقام حسین، آقام آقام حسین، آقام آقام حسین)۲ *** غم از دلم جدا نمیشه کسی شبیه من تنها نمیشه آره شهادتت سه ماه بود ولی اسارتت سه ماه نمیشه اون ازدحام یادم نمیره من اشک عمههام یادم نمیره *** گر نبودند مدینه بزنند زهرا را عوضش فاطمهها را سر بازار زدند چقدر دوروبرِ عمهی ما رقصیدند ساز با نالهی طفلانِ عزادار زدند بیجهت نیست میافتد سرِ عباس زِ نِی عمهام را جلوی چشم علمدار زدند *** یادم بره کربُبلا رو بمیرم شهر شام یادم نمیره منزل به منزل فقط آزار میدیدم کی میدونه چی توی بازار میدیدم *** یادم نمیره اون کوچه به کوچه رو چرخندون از صبح تا غروب اون زن و بچه رو چیزایی که دیدم هیشکی دیگه ندید روم نمیشه بگم چی شد تو مجلس یزید خیزران گاه به رُخ گاه به دندان میخورد عوضش عمهی ما بود که خود را میزد *** اون صحنهای که یه دفعه دیده حسن من توی هر کوچه هزاربار میدیدم کاشکی میبستن چشامو توی شام نبینم عمههام موندن تو ازدحام سخته هر لحظهاش کابوستو زدن آسون که نیست جلوت ناموستو زدن سیساله که فقط من آه میکِشم به ناموسم شده جسارت جلوی چشمم ترکهای لب بابامه روبهروم یه قطره آب خوش با این نرفته از گلوم اشکای دخترها رو با آستینم پاک کردم کنج خرابه یک شب خواهرمو خاک کردم