نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

به هوای حرمت محتاجم مخصوصا شبای جمعه به غمت محتاجم اینجوری خورده به غم تقدیرم من اگه برا تو گریه نکنم می میرم بارون اشک بی امون آسمونه گریه خوبه این یه رسم عاشقونست بی بهونه گریه خوبه گریه میکنم سینه میزنم تا ببینی مو بغلم کنی حاضرم برات جونمو بدم که مث زهیر بغلم کنی یا اباعبدالله آقای من چجوری بگم آقا دلتنگم واسه ی اذون صبح کربلا دلتنگم مهربون تر از تو که آقا نیست هیچ کجا شبیه صحن کربلا زیبا نیست روضه خون که میگه حَلَّت بفدائک گریه خوبه شب جمعه با خدا و با ملائک گریه خوبه گریه میکنم سینه میزنم تا بشم منم اهل کربلا من بدم ولی دستمو بگیر که شبیه حرّ بمیرم برات یا اباعبدالله آقای من تک و تنها بی حال افتادی جلو چشم خواهرت تو گودال افتادی تو رو با نیزه و شمشیر زدن نا نجیبا به تو از یک قدمی تیر زدن خسته بین ازدحامه گودالی یارالی مظلومی تنهایی بی حالی یارالی گریه میکنم لطمه میزنم واسه لحظه ی آخرت حسین هستی نگران به خیمهولی دلواپسته خواهرتحسین یا اباعبدالله آقای من
هنوز نظری ثبت نشده