بهمم ریخته این زلف درهَمت
امیر برومندپسندیدن11
بازدید3.6K
بهمم ریخته این زلف درهَمت بهمم ریخته این جسم مُبهمت بهمم ریخته، بهمم ریخته بهمم ریختی، پاشو امید من بهمم ریختی، کم دست و پا بزن بهمم ریختی آب نبود تو مَشک پاره اباالفضل ریخت که ریخت گریه نداره اباالفضل تو رو میخوام بغل بگیرم اباالفضل اما اگر عمود بذاره اباالفضل برادرم بمون کنارم اباالفضل... بهمت ریختن تنها پناه من بدجور تو رو زدن بهمت ریختن بهمت ریختن، خیلی شدی کبود بهمت ریختن، این صورتت نبود خدا رو شکر این دَم آخر اباالفضل صدا زدی منو برادر اباالفضل پهلوهاتم که نیزه خورده اباالفضل چقدر شدی شبیه مادر اباالفضل بِأیِّ ذَنبٍ قُتِلَت، تنت شده زیر و زِبَر اینجا شبیه مدینهست، چند نفر به یک نفر! هذا حسینُ مُقَطَّعُ الاَعضاء... امّا فیکُم مُسلِم یه نفر نیست بهش رحم کنه امّا فیکُم مُسلم یه نفر رحم به ارباب کنه امّا فیکُم مُسلم یه نفر نیست یه کم آب بده امّا فیکُم مُسلم یکمی آب به ارباب بده نفس نفس میزنه، نفس نفس میزنم بال و پَر زخمیشو هِی به قفس میزنه آب به خیمه نرسید فدای سرت حسین قامتش خمید فدای سرت بیا برگرد خیمه ای علمدارم بیا برگرد خیمه ای کَس و کارم امّا فیکُم مُسلم یه نفر نیست بهش رحم کنه امّا فیکُم مُسلم یهکمی بره عقب شرم کنه غم یه دنیا تو چشمای تَرت بود آبی که بستن روت مِهر مادرت بود او میدوید و من میدویدم او میرسید و من میرسیدم او مینشست و من مینشستم او روی سینه من در مقابل مادر آب کجایی پسرت آب نخورد پدر خاک کجایی پسرت خاک نشد خیز و از جا آبرویم را بخر عمّه را از بین نامحرم ببَر