به هر کجا بروی میشوم هم قدمت
حاج منصور ارضیپسندیدن6
بازدید400+
به هر کجا بروی میشویم هم قدمت حسین غصه نخور میشوم شریک غمت بمیرم و نگذارم زمین خورد علمت حسین یک تنه هستم مدافع حرمت بلاکش توأم و اُمّ المَصائبت هستم چه مادرانه برادر مراقبت هستم هر آنچه را که نگفتی خودم خبر دارم به جز تو چند برادر دگر دارم؟ اگر اجازه دهی تیغ و نیزه بردارم نشان دهم به همه مثل تو جگر دارم ببین که دختر حیدر چه کار خواهد کرد ببین که شمر چگونه فرار خواهد کرد مشان دهم به همه اقتدار زینب را برات خرج کنم اعتبار زینب را به معرکه ببرم شاهکار زینب را به رویشان بکشم ذوالفقار زینب را دو تا پسر نه، دوتا شیر بار آوردم دوتا معلّم تفسیر یار آوردم چقدر خواستهام از خدا قبول کنی هزار مرتبه خواندهام دعا قبول کنی بگو چه کار کنم باز تا قبول کنی؟ چه میشود پسران مرا قبول کنی؟ بیا و این دو جوان رشید را بپذیر بیا و خواهش این مو سفید را بپذیر غلامها پای امیر میمیرند به هر کدام بگویی بمیر میمیرند جوابشان ندهی ناگزیر میمیرند مرا اگر که ببینند اسیر میمیرند هوای عشق تو هی میکند هوائیشان به دست و پا میافتند هر دوتائیشان سر دو خواهرزاده فدای دائیشان دلم نسوخته والله از جدائیشان خدا مرا به فراق تو مبتلا نکند من از تو دور شوم لحظهای خدا نکند کشیدهای دو شهید مرا به پهلویت گذاشتی سرشان را به روی زانویت خجالتم مَده شرمندهام از روی عزیز فاطمه زحمت مَده به بازویت تو باشی از پسرانم خبر نمیخواهم حسین بی تو من اصلاً پسر نمیخواهم **** شنیدستم سلیمانی ز یک مور قبول تحفه کرد ای مرتضی پور من آن مور ضعیف و ناتوانم