به نامِ قبلهیِ شاهِ نجف، به نامِ نبی
امین شادکامپسندیدن13
بازدید1.1K
به نامِ قبلهیِ شاهِ نجف، به نامِ نبی منم غلامِ علی و منم غلامِ نبی علی و فاطمه، داماد و دخترش هستند چه بیش از این بنویسیم در مقامِ نبی نوشتهاند سخن گفته در شبِ معراج خدا به لهجهیِ حیدر، به احترامِ نبی به آنکه تهمتِ هَذیان به او زده لعنت همیشه وحی گره خورده با کلامِ نبی بگو به دشمنِ حیدر، خدا خدا نکند علی علیست، مناجاتِ صبح و شامِ نبی بگو که أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا الله بگیر هرچه که میخواهی از وَلیُالله سلام، حضرتِ از درکِ ما فراترها سلام سایهیِ بالا سَرِ ابوذرها به جز تو نیست کسی در جهان علیپرور به جز تو نیست کسی سیّدِ پیمبرها تو با علی و خدیجه قیامتی کردی که نیست تا اَبَدُالدَهر کارِ لشگرها هنوز هم که هنوز است نامِ فاطمهات نشانده لرزه به جانِ تمامِ اَبتَرها بزرگ و کوچکِ نسلت همیشه سلطاناند غلامِ خانهیِ این قوم تاجداراناند تو نورِ عالَمِ اِمکان، تو ماهِ تابانی تو قبلهای، تو مرادی، تو جانِ جانانی تو باوفا، تو خدایِ مَکارِمُالاَخلاق تو قبلهگاهِ تمامیِ مهربانانی به آشنا، به غریبه، به کافر و مؤمن رسیده بخشش و لطفت، تو مثلِ بارانی تو آن شهنشهِ خاکیِ روزگاری که نه حاجِبی به سرایت بُوَد، نه دربانی بزرگواری و کارت عطایِ بیمنّت غمِ دلِ همگان را نگفته میدانی به یُمنِ مَقدَمِ تو، بتکده مُصَلّا شد زمین زِ خوابِ زمستانیِ خودش پا شد خوش آمدی یا جَدَالحُسَین ...